خرید بک لینک
ما ایرانی ها ، یک بدی ای داریم ؛ یعنی یک بدی دیگری هم داریم که در کارهایمان بیش از حد افراط و تفریط می کنیم . یکبار خودمان را در مرکز هستی شناسانه راه شیری تصور می کنیم و به نفتمان می نازیم و به نبوغ و فلانمان که این ها را داریم و قلب تپنده خاورمیانه هستیم و ابر قدرت منطقه و سزاوار مدیریت جهانی و رهبری جهان اسلام و یک بار تصور می کنیم که درد بی درمانی داریم و بیچاره ایم و فلک زده و در قعر جهان و در کنج جهان سوم ِ یک آسیای عقب مانده دست و پا می زنیم که در این آسیا هم جسارتاً هیچ پخی نیستیم!یکبار به تاریخمان می نازیم که درود بر این تمدن دو هزار و چند صد ساله و د

برچسب: تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

آه ای ارباب عدالت گر ؛ ای منجی . ستایش تو را به واسطه ذکاوتت و هوش سرشارت مردم ماشین های گران می خواهند . چه باید کرد؟ ماشین های آشغال و ارزان را گران کنید بنزین را جیره بندی کنید و چاله چوله های خیابان را پر نکنید . بعضی وقت ها خاورهای راهنمایی رانندگی را وسط خیابان بگذارید تا علاوه بر ترافیک معمول یک ترافیک دیگر هم حاصل شود! اگر مردم اعتراض کردند که چرا ما این همه کشته می دهیم و تلفات رانندگی داریم بگویید این چطور متخلفانه رانندگی کردن است که با سرنوشت عزیزانتان هم بازی می کنید!مردم می گویند کالاها گران شده و توان خرید ندارند ! چه باید کرد؟ این چه ناتوا

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

شب جمعه ست . کاسه گدایی ام کنار خیابان های تهران پهن می کنم . می نشینم و فکر می کنم که در چند روز آینده چه پیش می آید . یک امتحان چهارواحدی هم دارم که افتاده این آخری و سه بار است که برش داشته ام و آخرش شخم کرده ام برای پاس کردنش . بچه ها گفته اند انقدر بی تربیت نباشم و من هم از واژه شخم استفاده کردم. اشکالی دارد؟ و راستش یک دو واحدی هم بعدش . پس فردای دو واحدی پایانی هم یک امتحان بزرگ داریم . امتحان انتخابات که ملت شریف ایران معمولاً به صورت شب امتحانی به سراغش می روند . کاسه گدایی ام پهن است و مرا می کشاند تا کجا ! صدای تلویزیون توی گوشم وز وز می کند و توی مغزم ف

برچسب: پاسبان ها همه شاعر بودند, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

یکی از مشکلات آدمها ، عدم انطباق سلیقه است . هر اشتراک سلیقه ای در موارد مختلف بین آدمها شکل نمی گیرد و سلیقه ها هر چقدر به هم نزدیک شوند در مواقعی از هم فاصله می گیرند و از این رو انسان چاره ای جز احترام و درک متقابل و تحمل نظر مخالف را ندارد .زندگی اجتماعی تابع رفتار سیاسی است و همین طور رفتار اجتماعی بر سیاست تاثیرگذار است . از این رو هم مردم بر حاکمیت تاثیر دارند و هم حاکمیت بر مردم . این طور همواره تعامل میان مردم و حاکمیت و چگونگی آن مورد توجه است . جامعه دارای طبقات مختلف و دسته های گسترده است . از این رو جامعه میدان تقابل سلایق مختلف و متعدد است . و ا

برچسب: میزان رای ملت است,میزان رای ملت است یعنی چه,ميزان راي ملت است,میزان رای مردم است,تفسیر میزان رای ملت است,امام میزان رای ملت است, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

به ساعت من ، چهار و چهل و چهار دقیقه است که این نوشته را با صدای پیانوی آرزومانیان در گوشم شروع می کنم . شب سختی بود که کشدار و به سرعت گذشت و با همه سختی ها و مشقت ها و دردسرهایش با خاتمه ای شادمانه سپری شد . اکنون که سحر نزدیک است بواسطه اینکه صبح یک کلاس ناجور دارم و مجبور به رفتنم بیدار می مانم . برای اینکه اگر بخوابم دمیدن در صور قیامت هم بیدارم نمی کند! این طور است خلاصه قصه خوابیدن ما . و چه آن همه سالی که مدرسه رفتنم پر از تاخیر بود و چه وقت دانشگاه که کلی واحد برای همین خوابیدن از دست دادم . می دونید ... خوابم می آد !احساس خوبی نسبت به این روزهای وبلاگم

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

گم شده ام. و انگار در جستجویی بی سرانجامم . حکایت آن "به پشت سر نگا نمی کنم که برنگردم از مسیر تو "دست های خشک من حتی دیگر نوشتن را بلد نیست . و این طبیعی ست . زندگی شامل اکثر کارهای فرّاری ست که ما تکرار می کنیم . مثل خشک شدن جوهر خودکار ، جوهر نوشتن ذهنم خشک شده و این خطی خطی کردن تنها یک امتحان برای نوشتن است . که گاهاً بی فایده و گاهی به سرانجام می رسد .پای عکس هایم چند وقتی ست که چیزی نمی نویسم . چیزی بلد نیستم که بنویسم و این سردرگمی شدیداً در حال تکرار شدن است . تنها چشم هایم عضو ثابت و مهم زندگی ام شده اند . فقط می بینم . می بینم . همین .بعد از این یک مرحله جال

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

برای خودم هم جالب است که بعد یک سال و اندی ننوشتن چگونه می خواهم شروع کنم . یک سال و اندی از تصمیم به خسته شدن و رها کردن و رفتن از خودت که در کالبد وبلاگت باشد! اگرچه دیگر آن شور و حال آغازینی که هر وبلاگ نویسی دارد را ندارم و از ما گذشته... و درست است که از ما گذشته. بدو بدو بیایی و ببینی کی برایت کامنت گذاشته و چی نوشته و زیرش سریع یک خط بکشی و جواب ... القصه آدم وقتی سن وسالش بالاتر می رود واقع بین تر می شود و خیلی چیزها را می بیند که نمی دیده. خب چه کنیم من هم مانند این همه وبلاگ نویس دیگر که دیگر نمی نویسند نمی نویسم! یعنی نمی خواستم بنویسم. نمی خواستم باشم و

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

چند وقتی هست پشت دخل مغازه ای لم می دهم و مشتری که می آید وظیفه دارم جنس بفروشم! البته ابتدا گمان نمی کردم بیش از چند هفته ای دوام بیاورم اما رفته رفته هفته ها گذشت و من بر روی صندلی ام جا خوش کردم . محیط بازار را دوست دارم . می روی آنجا با کارگری ای چیزی شروع می کنی جارو می زنی شیشه پاک می کنی و قانونش را یاد می گیری . یاد می گیری چه چیز را چقدر و چه زمان از کجا خرید و چقدر و چه وقت و به چه کسی فروخت! و قانونش را که یاد گرفتی لابد برای خودت کسی می شوی دروغ لازمه کاسبی در ایران است ! اگر کمی انصاف درت مانده باشد صرفاً می توانی از جنست ندزدی و به دروغ چیزی را نفروشی

برچسب: دروغ بین زن وشوهر,دروغ بین زوجین, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

باورم نمی شود که بعد از دو سال آمده ام اینجا و دارم می نویسم . دلم برای اینجا تنگ شده بود اما هیچ به یادش نبودم . خواندن نوشته های قدیمی گه گداری حال و هوای عجیبی در من ایجاد می کرد اما امشب یکی از دوستان قدیمی برایم روی تلگرام یکی از پست هایم را فرستاد! خواندمش و سوت شدم به چندین و چند سال قبل . و کلی صحنه توی ذهنم آمد . چه دوره هایی داشتیم . و الان چقدر همه چیز بی وقفه عوض شده . حتی من . رسیدم به این وبلاگ و دیدم درست دو سال پیش در یک هم چین روزهایی مطلبی را نوشته ام و از بعد از آن دیگر هیچ خبری از من نیست . کلید انداختم و قفل را باز کردم و آمدم تو . همه چیز سر جایش

برچسب: گذشته,گذشته استمراری,گذشته کامل,گذشته کامل استمراری,گذشته افعال انگلیسی,گذشته send,گذشته ساده,گذشته teach,گذشته ها گذشته,گذشته can, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:22

صفحه بندی